بی تفاوتی خانواده های بلوچ تا کی باید ادامه پیدا کند؟
اینکه بسیاری از خانواده های بلوچ به درس و مشق فرزندان خود اهمیت نمی دهند،اینکه فضای علمی بسیاری از مدارس شهرمن زاهدان،وضعیتی نابسامان دارد وبالاخره اینکه مسئولان این مدارس، از معلم و دبیر گرفته تا ناظم و مدیر، رفتارنامناسبی با دانش آموزان دارند و از فحش ناسزا بیش ازهر چیز دیگری باصطلاح، کیف می کنند،همواره یکی از دغدغه های جدی من بوده است.
البته از این نمی نالم که همین امروز با چشمان خود شاهد آن بودم که یکی از مسئولان همین مدارس ـ الله أعلم بمنصبه ـ از چند دانش آموز بلوچ می خواست بر بالای دیوار مدرسه رفته و به مناسبت فرارسیدن ایام عاشورا،پارچه و پرچم سیاه بر سردر مدرسه نصب کنند، من دردم از آن است که برخی از همین افراد به غایت خیره سرـ که به هیچ وجه شایسته نیست عنوان مبارک « معلم » را برای آنان به کار برد ـ با در پیش گرفتن رویکردی غیر انسانی دانش آموزان بلوچ را در برابر هم قرار داده و از آنان به زور می خواهند سیلی های محکم و آبدار نثار یکدیگر کنند و هزاران بحران دیگر...
بارها گفته ام یک بلوچ خشک مزاج، متعصب و افراطی ـ مثل برخی از برادران اصول گرا در وادی سیاست ـ نبوده و نیستم ،نوشته هایم براساس مشاهدات عینی ام بر صفحه کاغذ نقش می بندند،ومطمئنم بسیاری از شما که دراین فضا،روزگار می گذارانید تائیدم خواهید کرد.
طرفه آنکه امروز بعدازظهر، گذارم بر یک مدرسه راهنماییِ پسرانه ـ که نزدیک منزلمان واقع است وبالطبع نوجوانان محله ما را در خود جای می دهد ـ افتاد. چشم تان روز بد نبیند و وآنچه درآن لحظات من مشاهده نمودم، نیز هم !
کوچه، خیابانهای اطراف این مدرسه ـ که معلوم بود زنگ تعطیلی آن تازه به صدا درآمده است ـ تبدیل به میادین کارزار شده بود،هر دانش آموزی به دیگری می زد و بر سر و کول آن دیگری می پرید! وتاسف برانگیزتر از همه اینکه اغلب آنها لباس محلی (بلوچی) به تن داشتند و واضح تر بگویم بلوچ بودند!
در همان حال، مقداری دقیق شدم و وضعیت ظاهری آنان را نیز برانداز نمودم، تو گویی کاملا با کیف مدرسه که روزگاری ازجمله دوست داشتنی ترین اقلام مدرسه برای ما به شمار می رفت، بیگانه بودند.
بیشتر آنها کتابهای خود را کاملا با بی تفاوتی، به دست گرفته بودند والبته برخی دیگر به خود زحمت داده و کتابهای خود را در کیسه های پلاستیکی قرار داده بودند.
حال برای آنکه بحث مان خیلی طولانی نشود می خواهم نظر شما را جویا شوم، به نظر شما چنین دانش آموزانی،لحظات در مدرسه بودن را چگونه می گذرانند؟براستی این اوضاع نابسامان روحیه و شوق تحصیلی برای آنان باقی می گذارد؟
خانواده های بلوج ـ بویژه در منطقه سرحد بلوچستان ـ تا کی می خواهند نسبت به وضعیت تحصیل فرزندان خود اینگونه بی تفاوت باشند و چرا؟


